كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

240

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مگر آنان كه توبه كنند از آنچه حق اللّه است مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا پيش از آن كه شما قادر شويد عَلَيْهِمْ بر ايشان پس اگر محارب مشركست و توبه كرد يعنى اسلام آورده خواه پيش از قدرت برو و خواه بعد از ان همه حدود كه مذكور شد ازو ساقط گشت و به خون و مال او را مطالبه نتوان كرد و اگر از مسلمانانست كه قبل از قدرت برو توبه كرد مالك بن انس رض مىگويد كه حدود از وى مىافتد و او را به چيزى نتوان گرفت مگر مال كسى بعينه نزد او يابند به خداوندش رد كنند و وارث مقتول نيز مطالبه دم نتوان كرد و قول امام شافعى رح آنست كه قبل از قدرت به توبه او حدود اللّه ازو ساقط شود نه حقوق ناس فَاعْلَمُوا پس بدانيد أَنَّ اللَّهَ آنكه خدا غَفُورٌ آمرزنده گناهانست به توبه رَحِيمٌ مهربانست بر تائبان يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ اى گروه مؤمنان بترسيد از خدا وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ و بطلبيد به دو وسيله را يعنى آنچه توسل توان كرد در طلب قرب به حضرت او و كلمه جامعه درين باب آنست كه وسيله كلّى در تقرّب به حضرت الهى ملاحظه اوامر و نواهى است و در لطائف قشيرى مىگويد كه وسيله تجريد اعمال است از ريا و تفريد احوالست از عجب و تخليص انفاس از طلب حظوظ در كشف الاسرار فرموده كه وسيله عابدان بفضائل است و از آن عالمان بدلائل و از ان عارفان به ترك وسائل عابد معامله توسل جويد و عالم به مكاشفه راه رود و عارف به معاينه نظر كند عابد فكر درين آيه كند كه يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً عالم نظر درين آيت دارد أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عارف ازين كلمه در نگذرد كه قل اللّه ثم ذرهم پير طريقت شيخ الاسلام خواجه عبد اللّه انصارى قدس سره العزيز گفت كه الهى وسيله به تو هم توئى اگر كسى ترا بطلب يافت من خود طلب از تو يافتم نظم اين طلب ما بىطلب تو داده * گنج احسان بر همه بگشاده اين طلب در ما هم از ايجاد تست * رستن از بيداد يا رب داد تست اين قدر ارشاد تو بخشيده * تا بدين بس عيب ما پوشيده قطره دانش كه بخشيدى ز پيش * متصل گردان به درياهاى خويش وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ و جهاد كنيد در راه او به اعداى ظاهر و باطن لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ شايد كه شما رستگار شويد بسبب اين اعمال و در بحر الحقائق آورده كه درين آيه فلاح را به چهار چيز باز بسته كه بىآنها رستگارى حقيقى دست ندهد اوّل ايمان كه اصابت نورست در به دو خلقت و بنده را از حجب ظلمات شرك خلاصى مىدهد دوم تقوى كه منبع اعمال شرعيه و منشاء اخلاق مرضيه است و سالك بدان از ظلمت معصيت نجات مىيابد سوم ابتغاء وسيله و آن فناء ناسوتست در بقاى لاهوت و عارف بسبب اين از تاريكى اوصاف هستى بيرون مىآيد چهارم جهاد و آن اضمحلال انانيت است و اثبات هويت و موحد درين مرتبه از تيرگى وجود بازرسته بنور شهود مىرسد نظم چون جلوه كند نور شهود از تتق غيب * از ظلمت هستى تو آثار نماند از چهره وحدت فگن پرده كثرت * تا در نظرت اندك و بسيار نماند إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا به درستى كه آنان كه كافر شدند به پرستش اصنام و ملائكه و عجل و غير آن لَوْ أَنَّ لَهُمْ اگر باشد مر ايشان را ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً همه آنچه در زمينست از صنوف اموال و امتعه وَ مِثْلَهُ مَعَهُ و مانند آن همه به آن‌همه يعنى اگر دوباره آنچه در زمين است از نقد و جنس از آن كافران باشد لِيَفْتَدُوا بِهِ تا آن را فداى نفس خود كنند مِنْ عَذابِ يَوْمِ الْقِيامَةِ از عذاب روز رستخيز ما تُقُبِّلَ مِنْهُمْ قبول كرده نشود از ايشان و همان عقوبت لازم ايشان باشد وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ و مر ايشان راست در آن روز عذابى دردناك .